![]() |
لذا اينجانب وبلاگ خويشتن را تعطيل نموده تا وانمود نمائيم كه از كرده خود نادم و پشيمانم.
اما از اونجايي كه رفاقت ارزش اين لوس بازيا رو نداره، مجددا وبلاگم كار خودشو ادامه ميده ![]()
از چند روز پيش دعوتنامه هاي سمينار اومده بود سازمان.
قرار بود چهار شنبه براي شركت در سمينار بريم كرج. رئيس هم يكي از ماشيناي سازمانو در اختيارمون گذاشته بود كه به همايش برسيم.
سمينار ساعت 6 بعد از ظهر شروع ميشد. دم غروب كه شد هركي تونست به بهونهاي دودر كرد و نيومد! سر آخر من موندم و راننده سازمان!!!
مثلا همايش هم تخصصي بود و من از اون هيچي نميفهميدم و صرفا براي تهيه عكس و خبر ميخواستم برم. اما با ترفندي تونستيم يكي از همكارا رو اغفال كنيم و همراه خودمون ببريمش.
از اونجايي كه من به تازگي رفتم تو روابط عمومي سازمان نظام دامپزشكي و سمينار هم راجع به اصلاح نژاد گاوهاي نژاد سرخ و هلشتاين سوئدي بود، من با خودم فكر ميكردم دور از جون شما الان با 4 تا گاو گنده روبرو ميشيم.
اما انگاري من بيقتر از اين حرفا بودم. تا جايي كه چشم كار ميكرد آدم سوسول و از اين آبجيهاي سانتال مانتال بود و از گاو خبري نبود.
پ.ن) جهت جلوگيري از هرگونه مفسده عكس يكي از اون پير پاتالهارو ميذارم كه كسي از صراط مستقيم خارج نشه. ![]()
نمیر بابا!!!! بی جنبه
بستمش- فقط به خاطر تو که امروز گفتی از دستم ناراحتی
هر وقت خودت گفتی شاید دوباره ادامه دادم
به قول یارو گفتنی:
رفتم که نباشم سر راحت- رفتم که نبینم روی ماهت...
![]()
مسجد كه ميريم، معمولا اون آخرا ميشينيم كه تا نماز تموم شد بزنيم بيرون! ![]()
به مناسبت اين ايام و اعياد ذيالحجه امشب تو مسجد (بين الصلاتين) كيك و كلوچه ميدادن.
يكي دو صف مونده بود كه برسه به ما، امام جماعت نماز دوم رو شروع كرد و به ما چيزي نماسيد.
حسين 2 بار به سمت عامل پخش حملهور شد و هر بار 4 – 5 تا كيك برداشت. 2 – 3تاش براي خودش و بقيه براي من و اويس و ...
ما كه قامت بستيم عامل پخش با قصاوت تمام اومد و با هزار زور و زحمت يكي از كيكا رو از جيب حسين برداشت. اما از شانس بدش اويس هنوز اقتدا نكرده بود و اونو خفت كرد.
اويس در يك حركت خدا پسندانه تونست كاپشن عامل پخش رو به غنيمت بگيره ![]()
نماز كه تموم شد، حسين با نامرديه تموم كيك نفر جلويي رو كه حواسش نبود پيچوند! از مسجد كه داشتيم ميومديم بيرون مهدي رو مظلوم گير آورد و كيك اونم گرفت.
تو حياط مسجد، عامل پخش كلي التماس كرد كه كاپشنو بديم بهش. ![]()
آخر الامر در ازاي دريافت هزينه 10 عدد كيك، كاپشن عامل پخش عودت داده شد. ![]()
بعد از اون محمد علي اومد سلام و احوال پرسي كرد، اما اين احوال پرسي به قيمت از دست دادن كيكش تموم شد. من هم ديدم اگه حسين اينقدر كيك بخوره ميتركه، از سر خير خواهي يكي از كيكاي اونو پيچوندم.
از مسجد كه بيرون اومديم عقلامونو ريحتيم رو هم و به اين نتيجه رسيديم كه به جاي خريدن 10 تا كيك بريم با پولش شيركاكائو بخريم و با كيكياي غنيمتي خودمون بخوريم. ![]()

بنر دزدای نامرد!!!
ما كه زديم به كاهدون، اين رفقاي نامردِ نااهل (حسين، سيامك، يحيي) كه به ائتلاف ما رأي ندادن ![]()
سيامك پررو- پررو گفت بريم يكي از بنرهاي دكتر احمدينژادو باز كنيم، ميخوام بزنم تو اتاقم ![]()
كل شهرو زير پا گذاشتيم (افسريه- انقلاب- تهراننو- نوبنياد و ...)- انگار از اول هيچ بنري از دكتر نبود كه نبود، بالاخره يدونه پيدا كرديم. حسين و سيامك و يحيي دست به كار شدن، تا آخراي كار خوب پيش مي رفتن. اما چسباي بالاي بنر كنده نميشد، حسين فكر كرد همه چي با زور درست ميشه. يه ورِ بنرو گرفت و كشيد، بنر از وسط جر خورد ![]()
و اما ازدواج...
ما كه از الطاف رفقا دلگير نمي شيم، تا ميخواهيد بنگاريد و تبريك چار قارچ كنيد. ما بلديم دايورتش كنيم. ![]()
چند هفته بود كه به دلايل عديده جور نميشد برم نماز جمعه (تف به ريا) ![]()
يه هفته كه رفتيم كوه- هفته بعد براي مراسم ختم پسرخاله بيرون تهران بودم- هفته سوم هم كه انتخابات شوراي شرم رو داشتيم.
در نبود ما رفقاي ستاد نماز جمعه غيبتمونو به حساب ازدواج گذاشته بودن و مرام تركوندن و يه پتوي دو نفره گلباف برام كادو گرفتن ![]()
* اين مطلبو صرفا جهت شفاف سازي و تنوير افكار عمومي نگاشتم، لذا جو سازيهاي اون اويسِ […] رو نديد بگيريد.
پ.ن) پيش از ظهر رفتم ماشين ممدو از تو سايه بيارم تو آفتاب تا يخش وا بره!
ماشينو روشن كردم، هر چي كردم جلو نرفت –بُكس و باد ميكرد- عقب هم نرفت!
پياده شدم كه تدبيري بيانديشم، ديدم لاستيك عقب- سمت شاگرد پنچره ![]()
تو اون سرما بند و بساط تعويض لاستيك رو عَلم كردم، از قضا زاپاس هم پنچر بود ![]()
پ.ن) در بهبوهه انتخابات شوراي شرم، زري از دبيري هيئت دولت استعفا داد. ![]()
ديشب هم كه كريميراد (وزير دادگستري) بر اثر سانحه رانندگي به رحمت ايزدي پيوست ![]()
الان زري با خيال راحت با دُمش گردو ميشكونه، چرا كه يه پست تو دولت خالي شد تا جان نثار يا خودشو يا يكي از فاميلاشو بچپونه تو!!! ![]()